close
متخصص ارتودنسی
شوهاز ( نقدی بر آبستن زودهنگام انتخابات مجلس نهم در چابهار و نيكشهر )
loading...

- پیام بلوچ - بلوچ و بلوچستان -payam baloch -

     از باب ضرورت بر آن شدیم تا مطلبی به شما دلسوزان، فرهیختگان ، خوانندگان صفحات كذایی اینترنتی و .......  در رابطه با انتخابات مجلس نهم كه بحث داغ هر مجلس و خصوصا رسانه های اینترنتی گشته عرضه كنیم ، تا این باب گشوده شده در دنیای مجازی ، عزیزانی را نرنجاند و تا این زخم عمیق…

شوهاز ( نقدی بر آبستن زودهنگام انتخابات مجلس نهم در چابهار و نيكشهر )

payam بازدید : 1580 6 / 8 / 1390 نظرات ()

     از باب ضرورت بر آن شدیم تا مطلبی به شما دلسوزان، فرهیختگان ، خوانندگان صفحات كذایی اینترنتی و .......  در رابطه با انتخابات مجلس نهم كه بحث داغ هر مجلس و خصوصا رسانه های اینترنتی گشته عرضه كنیم ، تا این باب گشوده شده در دنیای مجازی ، عزیزانی را نرنجاند و تا این زخم عمیق نگشته ، باید دوایی برای آن یافت ، مرهمی بر این زخمهای كهنه گذاشت تا خاطر دوستان بیشتر مكدر نگردد ، چون آشفته بازاری می بینیم كه هر كسی تكاپو می كند از روی دیوار دوست و همسایه به هر وسیله ای بالا رود در حالی كه تا انتخابات مجلس نهم وقت فراوان است.

     عزیزان این فرصت برای بیان عقاید ، افکار یا در هر صورت نقد مسایل مختلف را باید قدردان بود ولی خوب می دانیم در دنیای مجازی اینترنت؛ توهین، تخریب و بدگویی با الفاظ غیر اخلاقی در شان بلوچ غیور و اصیل نیست لطفا رعایت کنید که تاوان آن بیش از منفعتش می باشد.

   کسی را مقصر نمی دانیم چون وقتی فردی مبتدی برای اولین بار وارد میدان بازی فوتبال می شود توپ را بی هدف به هر سمت شوت می کند تا شاید گل شود و برای معدود كسانی كه فکر می کنند مجلس مرکز تسویه حساب مذهبی ، قومی ، نژادی و شخصی است یا نماینده همه کاره این مملکت می باشد در جهل اند، قانون برای مجلس و نماینده حریم مشخص كرده است و با رفتن یا نرفتن فلان شخص چنان اتفاق بزرگی نمی افتد كه از یك طرف برای حمایت از كسی به وصف بی نهایت روآوریم و در مقابل برای شخص جبهه مخالف كمبودها و نارسایی ها را بر ساز وكرنا كنیم تا گوش همه آزرده گردد .

     افراد زیادی از محتوی مطالب ارائه شده  در سایتها سوء استفاده نموده و مطمئنا تحت تاثیر جو موقتی فضای انتخابات قرار می گیرند و گاه ناخواسته به هر دری می زنند تا نیتی برآورده شود و به راه ناثوابی می نویسند تا لكه ای به كسی بچسبانند و نمی دانند كه عاقبت باید لكه ای را پذیرا باشند و جای سوال است كه این نویسندگان در واقع دلسوزان این مردمند؟ یا افراد كم خردی كه فرصت بروز در صفحه وب را پیدا كرده اند و برای آنها هیچ مقصدی به جز تخریب دیگران وجود ندارد یا از جوانان نو رسیده  به این عرصه هستند كه آداب سخن و نشر را یاد نگرفته اند یا به عمد اهدافی را از سر مرض دنبال می كنند.

     دوستان: منطق ، عقل و درایت هنری است که ما به آن نیاز مبرم داریم . نباید همه چیز را بر سر خود و اطرافیان خراب کنیم تا خانه ای برای دیگران بسازیم . سالها در کنار هم زندگی کرده ایم و از یکدیگر جدا نیستیم که برای رسیدن به منزلی در آن سمت آبادی ، مجبور به عبور از دیوار و حیاط همه شهروندان بدون كسب اجازه شویم ، هر چیزی را غیر واقعی جلوه دهیم و با قیمت تخریب حرمت و حیثیت خود بر شخصیت و آبروی دوستانمان بتازیم تا دشمنان را شاد کنیم.

   اگر یكدیگر را نقد می كنیم اشكالی ندارد اما در چارچوبی كه حرمت یكدیگر را حفظ كنیم و با آبروی دوستان بازی نكنیم چون به استناد  باورهای دینی ما جز گناهان نابخشودنی است.

    جوانمردی بزرگان این خطه را نباید فراموش كرد ، مردانی كه الفاظی چون ادب ، غیرت ، شجاعت، گذشت، همدردی ، همدلی و مهمان نوازی زیبنده وجود شان بوده است ، من و شما كسی جز فرزندان آن رفتگان نیستیم ، سر یكدیگر بیشتر نشكنیم چون سر ما از گذشته زخم فراون دارد ، این انتخابات مجلس مدینه فاضله ای نیست كه همه نیات را برآورده می كند ، قدری تامل كنیم كه با این رفتارها به چه بیراهه ای داریم می رویم.

   با قلم می توان هر چه آفرید اما این قلم وقتی دست بچه ای می افتد بی هدف روی كاغذ و دیوار و .... خط خطی می كند ، مبادا چون كودكی بر هر جا خط و نشانی بكشیم كه گاها برای پاك كردنش باید هزینه ای پرداخت كنیم و شاید  این آفت قلم من و شما جامعه ای را تباه  كند و اگر عقل سلیم در آن قلم باشد جامعه ای را نجات دهد.

    از مغزها نیز خیلی چیزها تراوش می كند اما زاییده مغز را همه جا نمی نویسند و همه جا نمی گویند برای اینكه عقل ضعیف ، آفت دارد و هر آفتی عده ای را دچار زیان می كند.

    رسیدن یا نرسیدن به  یك كرسی مجلس این همه جنجال و هیاهو نمی خواهد، نطفه پس از 9 ماه  اگر بلایای زمان و مكان اجازه دادند به سلامتی به نام نوزاد پا به عرصه گیتی خواهد گذاشت ، چی شده تا نطفه ای شكل نگرفته برایش عده ای نام گذاشته اند و عده ای دیگر برایش نقل و شیرینی داده اند و عده ای عزادارند و عده ای دیگر مشغول دهل و ساز. این نوزاد در شكم مادر هم نیازهای چون آرامش روانی دارد در غیر این منتظر سقط آن باشیم.

   بعضی ها تاریخ را ورق می زنند و از كرده و نكرده رفتگان می گویند ، خدا رحمت كند همه رفتگان را ، عده ای این جامعه را ابتر می پندارند و شاید فكر می كنند كه این مادران شیردل دیگر فرزاندانی نمی زایند كه فقط انگشت روی كهنه ها گذاشته اند ، به امید آنكه بار دیگر بادی موسمی وزیدن گیرد و جان مهره ای سوخته را بدمد. دلیل این استقامت برای  نجات و تصاحب مجدد كرسی به گل نشسته چیست؟ از بس عده ای هزینه كرده اند و می كنند كه بقیه باورشان شده  آنجا (مجلس) خبری است ، مهره آزموده را آزمودن خطاست.

    طبقه بندی آحاد جامعه شبیه به عصر كهنه در نوشتارهای بعضی از دوستان پیداست ، دیگر از زهی ، بالا و پایین ، رئیس و مرئوس ، سردار و امیر و .....  سخن گفتن بعید است چون این صفحه كه می بینی و حال داری می خوانی همه مرزها را شكسته است ، مثال از رسانه و رستم نیكشهری واضح است ، یعنی رستم آیینه 220 هزار انسان پاك نیكشهری در عرصه دنیای رسانه و ارتباطات می باشد !!! چه بر سرمان آمده كه خوبی ها و بدی ها یك قوم بزرگ را در نوشتار این سایتها و وبلاگهای بی هویت و بی نشان می بینیم و درون آنها میدان تاخت و تاز مجازی ساخته ایم و بغض های انباشته ، حسادتهای بی مرز ، كینه های جاهلانه و اهداف مغرضانه را به اشكال مختلف بر سر سفره پهن و اتهام های كذایی نثار یكدیگر می كنیم و شبیه به جنگ زرگران قدیم ، جمعی را به باد تمسخر گرفته ایم تا عده ای را سرگرم كنیم ، چون نمی دانیم با جوان 15 ساله ای داریم گپ می زنیم یا با پیر عقل از دست داده ای یا در حقیقت با انسانهایی متمدن و با فرهنگ.

    فلان و فلان گفتن و غول ساختن و بر زمین زدن و بلند كردن و ...... تا كی ؟ این خانه مجازی میدان تاخت و تاز افراد كم علم گشته است، چاره چیست؟ بی شك این وكیلان من و شما در گذشته دور كسی نبودند، ولی دانسته و ندانسته به ایشان اعتماد كردیم و از باب تعصب غولهایی ساختیم كه برای شكستن آنها با قلم تلخ به میدان آمده ایم ، چی شده كه خیلی از گناه های خودمان را بر گردن آنها می اندازیم اگر نردبانی برای بالا رفتن آْنها بوده ایم ، انصافا دیگر به حرمت این دوستان نباید جفا روا داریم اگر من و تو نیز به آنجا رفته بودیم، حالا عاقبتی بهتر از آنها نداشتیم و این قلم های كج ما را هم نیز بر باد تهمت می گرفت.

    رسم مسلمانی این نیست ، من و شما را بزرگانی است كه پیروی از آن ها واجب، از تجزیه و تفكیك مناطق در حوزه مجلس گفتن ، نقد منصفانه نكردن ، جمعی از یك حوزه جغرافیایی را متهم كردن ، به حامیان یك فرد توهین نمودن و برای رسیدن به نیات شوم و به بهانه دفاع از حقوق مردم در هر جلسه رسمی و غیر رسمی با هر لحنی سخن گفتن، شایسته امثال من و شما نیست ، نباید این اصالت را فدای یك صندلی ناقابل كنیم.

   بله عده ای از شعر و جوك و .... برای ادای مطلب بسنده كرده اند ، عبارات گنگ و مبهم و بی محتوی بس فراوان. عناوین ویكی لیكس و تیوتر در چابهار ما را به یاد خاطره چند سال گذشته در بمپور می اندازد كه در خانواده ای فرزند مظلوم و بی پناهی دیدم كه نام او آزیتا اسكویی بود لابد می پرسید مگر جای اشكال است، بله كه اشكال فراوان دارد از ماه بی بی ، تاج بی بی ، گل بی بی و .... چه بد دیده ایم كه اسم از اروپا و آمریكا وارد می كنیم و برای نامگذاری وب ها اصطلاحات ناهمگون از بیگانگان می دزدیم.

    ظاهرا با لنج برای صید ماهی به سواحل سومالی رفته ایم اما ناگهان از ایتالیا ، استرالیا و ایالات متحده سر در آورده ایم و خود را در سیدنی ، ملبورن ، رم ، آنجلس و ...... می بینیم. مات و مبهوتی حاصل این سرگردانی است كه نه دوست می شناسیم و نه دشمن . نه بزرگ می شناسیم و نه كوچك ، به آسمان خراشها و زمین رنگارنگ و مردمان نیمه ع ..... خیره شده ایم، از همسایه ، فامیل ، همشهری و .... خبری نیست خود را در عالم وهم می بینیم و هر چه می بافیم در بساط خیال جا می گیرد كس مانع نیست چون آنجا هركس سر خود می خارد و دیگر جایی برای مهر ، محبت ، صفا و صمیمت باقی نمانده ، این واژه ها چون: جدگال و جت، هوت و میر، رئیس و مرئوس ، سردار و رعیت، كناركی و چابهاری ، نگوری وپلانی، كهیری و زرآبادی ، نیكشهری ولاشاری، فنوجی وبنتی ، سربازی وراسكی، قصرقند ی و نكوهچی و...... آنجا غریبه اند.

   چرا ؟ چی ؟ كجا ؟ كی؟ و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می خواهیم همه گذشته را پاك كنیم و قومی را برای یك صندلی چون سگان گرسنه بر مرداری بشورانیم و چون سگان هیچان ، زهی بر وطن و دار و ندارش. صد بار شكر كه شكل قرص نان در خاطره مان مانده است و برای تصاحب عكس نان در روی خاك  یكدیگر را ندریم ، بلكه در نخلستانهای ماتم زده خودمان دمی بیاساییم و از آب تنگ سرحه تغاری بنوشیم اما دریغ كه رودخانه تنگ سرحه به بركت راه ترانزیتی زیر سنگ و خاك مدفون گشت.

   اگر مجالی دیگر برای میر قنبر، حمل ، جیهند ، چاكر ، گهرام ، دادشاه و ..... فراهم می شد تا گذری بر سرزمین خود می كردند ، از حال و وضع ما چه تفسیری عایدشان می شد؟ به غیر از اینكه در عالم جن ، دیو و دد گذرشان افتاده!!!!! همه دارند یكدیگر را می درند ، حرمت ها شكسته،غیرتها كم رنگ گشته، از اصالت چیزی باقی نمانده ، شاید باور نمی كردند كه اینها فرزندان آنها هستند چون همگان برای یك صندلی در مجلس آشوب به پا كرده اند و كسی را حس همدردی نیست و همدلی سم مار گشته است ، می گویند ای كاش این مجال مهیا نمی شد و این احوال برای ما عارض نمی گشت.

   بله عزیزان ؛ به همسایه و دوست ، آشنا و نا آشنا ، به شمالی و جنوبی ، شرقی و غربی و هركسی كه این فرهنگ ، لباس و زبان را نماد هویت خود قرار داده است باید حرمت داریم و حتی برای اثبات انسانیت خود بقیه شهروندان این كشور از هر قوم و مذهب را به سنت حضرت رسول (ص) احترام قایل باشیم. وحدت خود را به رخ دوست و دشمن بكشیم تا دیگران به حال ما غبطه خورند ، دیوارهای مصنوعی ساخت چین را از وسط برداریم تا بین ما به نرده ، سیم خاردار و دوربین مداربسته نیازی نباشد بلكه بین ما حصاری شیشه ای از جنس فیبر نوری باشد تا فاصله 1000 كیلومتر یكدیگر را ببینیم و یكدیگر را در آغوش بگیریم و چنان سفره ای بگسترانیم كه از فنوج، لاشار ، بنت، نیكشهر، قصرقند، پیشین ، راسك، پارود ، سرباز، دشتیاری، كنارك ، چابهار و خلاصه از سیستان تا ساحل عمان  دور هم بنشینیم و از صفا ، صمیمیت و محبت یكدیگر را سیراب كنیم و چون تفتان استوار و پابر جا بمانیم.

  در پایان با فهم ، علم ، وحدت، منطق ، تفاهم ، درایت و .....، فارغ از همه تعصبات افراطی بهترین گزینه را انتخاب و صندلی سبز را تقدیم او كنیم تا به حق نماینده ای شایسته برای محرومان این خطه باشد و با كمك یكدیگر ملكی امن، آباد و متعالی برای مردم دوست داشتنی این دیار رقم زنیم .

 

وشدل آشنا از تنگ سرحه

 

شوهاز= در اصطلاح تلاش برای یافتن كسی یا چیزی كه گم كرده ایم و به آن نیاز داریم.

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
يكي از صالحان ، به خواب ديد پادشاهي را در بهشت !! و پارسايي را در دوزخ. پرسيد كه موجب اين درجات چيست؟ ندا آمد كه اين پادشاه به ارادت درويشان به بهشت اندر است و اين پارسا به تقرب پادشاهان در دوزخ !! (سعدي)
اطلاعات کاربری
آمار سایت
  • کل مطالب : 1578
  • کل نظرات : 906
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 740
  • آی پی امروز : 40
  • آی پی دیروز : 76
  • بازدید امروز : 994
  • باردید دیروز : 2,749
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 11,208
  • بازدید ماه : 31,973
  • بازدید سال : 310,309
  • بازدید کلی : 1,875,583