close
متخصص ارتودنسی
معدن "طلا" در سیستان و بلوچستان آماده بهره برداری است
loading...

- پیام بلوچ - بلوچ و بلوچستان -payam baloch -

  سرپرست معاونت امور معادن سازمان صنعت، معدن و تجارت سيستان و بلوچستان گفت: معدن طلای بزمان در استان آماده بهره برداری است.به گزارش خبرگزاری مهر داود شهرکي در این رابطه افزود: معدن طلا و عناصر همراه بزمان در 175 کيلومتري شمال غربي شهرستان ايرانشهر واقع شده است و داراي ذخيره …

معدن "طلا" در سیستان و بلوچستان آماده بهره برداری است

payam بازدید : 660 21 / 01 / 1392 نظرات ()

  سرپرست معاونت امور معادن سازمان صنعت، معدن و تجارت سيستان و بلوچستان گفت: معدن طلای بزمان در استان آماده بهره برداری است.به گزارش خبرگزاری مهر داود شهرکي در این رابطه افزود: معدن طلا و عناصر همراه بزمان در 175 کيلومتري شمال غربي شهرستان ايرانشهر واقع شده است و داراي ذخيره  3 هزار و 661 تن است. وی افزود: سازمان صنعت، معدن و تجارت استان با توجه به قوانين و آئين نامه های موجود در نظر دارد

امتياز بهره برداري از معدن طلاي بزمان را از طريق مزايده عمومي واگذار کند.

وی در خصوص نحوه واگذاری این معدن گفت: صدور پروانه بهره برداري معدن طلاي بزمان از طريق مزايده به شرکتي واگذار خواهد شد که تجربه فعاليت در معادن و واحدهاي فرآوري مواد معدني را داشته باشد.

وی گفت: برنده مزایده در بهره برداری از این معدن موظف خواهد بود ظرف مدت 2 سال پس از صدور پروانه بهره برداري از لحاظ پيشرفت فيزيکي در احداث کارخانه و استحصال طلا را به مرحله 50 درصدي برساند.

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط دهقاني فرازچابهار در تاریخ 1392/2/3 و 11:27 دقیقه ارسال شده است


یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی.
اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی.
پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم. پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد.
پرنده گفت: پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن. مرد بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست.
گفت پند دوم اینکه: هرگز غم گذشته را مخور. برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت : ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متأسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود. و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی.
مرد شگارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد. پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟ پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی.
ای ساده لوح ! همه وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟
مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.
پرنده گفت : آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم.
پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است

این نظر توسط مرد بلوچ در تاریخ 1392/1/22 و 14:32 دقیقه ارسال شده است

واجه سلام
منا سایتوکی هسته اگه سایت منا بچاره باز منت وار کنه ما را .
و لینک سایت ما در سایت وتت قرار بده .باز منت وار.
www.baloochfa.tk


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
يكي از صالحان ، به خواب ديد پادشاهي را در بهشت !! و پارسايي را در دوزخ. پرسيد كه موجب اين درجات چيست؟ ندا آمد كه اين پادشاه به ارادت درويشان به بهشت اندر است و اين پارسا به تقرب پادشاهان در دوزخ !! (سعدي)
اطلاعات کاربری
آمار سایت
  • کل مطالب : 1578
  • کل نظرات : 906
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 740
  • آی پی امروز : 31
  • آی پی دیروز : 76
  • بازدید امروز : 1,312
  • باردید دیروز : 642
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 4,292
  • بازدید ماه : 19,469
  • بازدید سال : 353,677
  • بازدید کلی : 1,918,951